طراحی سایت شرکتی یا اینستاگرام ؟ تقریباً هر مدیری که تصمیم میگیرد کسبوکار خود را در فضای آنلاین توسعه دهد، با یک سؤال مهم روبهرو میشود؛ آیا بودجه خود را صرف طراحی سایت شرکتی کنم یا روی اینستاگرام تمرکز داشته باشم؟ شاید در نگاه اول پاسخ ساده به نظر برسد، اما واقعیت این است که هرکدام از این دو ابزار نقش متفاوتی در بازاریابی دیجیتال دارند و مقایسه آنها بدون در نظر گرفتن هدف کسبوکار، میتواند به تصمیمی اشتباه منجر شود.
در سالهای اخیر بسیاری از شرکتها، کارخانهها و واحدهای تولیدی فعالیت خود را فقط به اینستاگرام محدود کردهاند. دلیل این تصمیم نیز مشخص است؛ راهاندازی یک صفحه در اینستاگرام ساده است، هزینه اولیه کمی دارد و میتوان در مدت کوتاهی محتوا منتشر کرد. اما سؤال اصلی اینجاست؛ آیا اینستاگرام بهتنهایی میتواند نقش یک وبسایت حرفهای را ایفا کند؟
از طرف دیگر، برخی مدیران تصور میکنند داشتن وبسایت به معنای کنار گذاشتن شبکههای اجتماعی است. این تصور نیز درست نیست. وبسایت و اینستاگرام رقیب یکدیگر نیستند، بلکه هرکدام وظیفه متفاوتی در مسیر جذب مشتری و توسعه برند بر عهده دارند. مسئله این است که کدامیک باید پایه اصلی حضور آنلاین کسبوکار شما باشد.
اگر مخاطبان شما شرکتها، سازمانها، مدیران خرید یا کارخانههای دیگر هستند، نوع رفتار آنها با مشتریان یک فروشگاه اینترنتی یا یک پیج فروش لباس کاملاً متفاوت است. مدیر خرید یک مجموعه صنعتی معمولاً قبل از تماس، نام شرکت را در گوگل جستجو میکند، وبسایت را بررسی میکند، محصولات، نمونهکارها، اطلاعات تماس، سوابق و اعتبار برند را میسنجد و سپس تصمیم میگیرد که آیا ارتباط برقرار کند یا خیر.
در چنین شرایطی، نبود یک وبسایت شرکتی میتواند باعث از دست رفتن فرصتهایی شود که شاید هرگز متوجه آنها نشوید. بسیاری از مشتریان بالقوه، اگر اطلاعات کافی پیدا نکنند، بدون تماس گرفتن سراغ رقیب بعدی میروند.
چرا این سؤال اینقدر مهم شده است؟
تا چند سال قبل، حضور در اینترنت برای بسیاری از کسبوکارها یک مزیت محسوب میشد، اما امروز به یک ضرورت تبدیل شده است. مشتریان پیش از خرید، تحقیق میکنند؛ تأمینکنندگان اطلاعات شرکت را بررسی میکنند و حتی نیروهای متخصص قبل از ارسال رزومه، وبسایت مجموعه را مشاهده میکنند. به همین دلیل، انتخاب بین طراحی سایت شرکتی یا اینستاگرام دیگر فقط یک تصمیم بازاریابی نیست، بلکه بخشی از استراتژی رشد کسبوکار است.
در ادامه این مقاله، بدون تعصب و بدون شعارهای تبلیغاتی، هر دو ابزار را از جنبههای مختلف مانند اعتمادسازی، جذب مشتری، هزینه، مالکیت محتوا، سئو، فروش و آینده کسبوکار بررسی میکنیم تا بتوانید بر اساس شرایط واقعی مجموعه خود، بهترین تصمیم را بگیرید.
اگر در حال برنامهریزی برای راهاندازی یک وبسایت هستید، پیشنهاد میکنیم ابتدا صفحه طراحی سایت شرکتی را مطالعه کنید. همچنین اگر در حوزه تولید و صنعت فعالیت میکنید، صفحات طراحی سایت کارخانه و طراحی سایت شرکت تولیدی میتوانند دید بهتری نسبت به امکانات موردنیاز کسبوکارتان در اختیار شما قرار دهند.
وبسایت و اینستاگرام؛ دو ابزار با دو مأموریت کاملاً متفاوت
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بسیاری از مدیران کسبوکار مرتکب میشوند، این است که وبسایت و اینستاگرام را رقیب یکدیگر میدانند. در حالی که این دو ابزار برای انجام یک وظیفه طراحی نشدهاند و هر کدام نقش متفاوتی در مسیر جذب مشتری، معرفی برند و افزایش فروش دارند.
اینستاگرام یک شبکه اجتماعی است؛ یعنی هدف اصلی آن ایجاد تعامل، سرگرمی و نمایش محتوای کوتاه به کاربران است. اما وبسایت شرکتی یک دارایی دیجیتال محسوب میشود؛ فضایی که مالکیت آن در اختیار شماست و میتوانید ساختار، محتوا، امکانات و نحوه ارتباط با مشتری را مطابق نیاز کسبوکار خود مدیریت کنید.
به همین دلیل، اگر بخواهیم این دو را جایگزین یکدیگر بدانیم، از همان ابتدا تصمیم اشتباهی گرفتهایم. سؤال درست این نیست که «کدام بهتر است؟» بلکه باید بپرسیم: کدام باید پایه اصلی حضور آنلاین کسبوکار من باشد؟
اگر فقط اینستاگرام داشته باشید، چه محدودیتهایی خواهید داشت؟
فرض کنید یک مدیر خرید نام شرکت شما را در گوگل جستجو میکند. اگر تنها نتیجهای که مشاهده کند، صفحه اینستاگرام شما باشد، چه برداشتی خواهد داشت؟ شاید برای برخی کسبوکارهای کوچک این موضوع مشکلساز نباشد، اما در فضای B2B، شرکتهای صنعتی، تولیدی و بازرگانی معمولاً انتظار دارند اطلاعات کامل، ساختارمند و رسمی یک مجموعه را در وبسایت آن مشاهده کنند.
در اینستاگرام نمیتوانید برای هر محصول، یک صفحه اختصاصی با مشخصات فنی، فایل کاتالوگ، تصاویر باکیفیت، ویدئو، پرسشهای متداول و فرم استعلام قیمت ایجاد کنید. همچنین جستجو میان صدها پست قدیمی برای کاربران آسان نیست و بسیاری از اطلاعات ارزشمند به مرور زمان در میان انبوه محتوا گم میشوند.
محدودیت دیگر، وابستگی کامل به قوانین پلتفرم است. هر تغییری در الگوریتم نمایش محتوا، کاهش دسترسی کاربران یا حتی اختلال در دسترسی به اینستاگرام، مستقیماً روی ارتباط شما با مشتریان تأثیر میگذارد. در حالی که وبسایت چنین وابستگیای ندارد و کنترل کامل آن در اختیار شماست.
چرا وبسایت یک سرمایهگذاری بلندمدت است؟
وقتی برای طراحی سایت شرکتی سرمایهگذاری میکنید، در واقع در حال ساخت یک دارایی دیجیتال هستید؛ داراییای که با گذشت زمان ارزش بیشتری پیدا میکند. هر مقاله، هر صفحه محصول، هر نمونهکار و هر محتوایی که منتشر میکنید، میتواند در نتایج گوگل دیده شود و حتی ماهها یا سالها بعد برای شما بازدیدکننده و مشتری جدید جذب کند.
برخلاف بسیاری از پستهای شبکههای اجتماعی که عمر مفید آنها گاهی فقط چند روز است، یک مقاله سئو شده میتواند سالها در نتایج جستجو باقی بماند. این یعنی محتوایی که امروز تولید میکنید، ممکن است در آینده نیز برای کسبوکارتان ارزشآفرینی کند.
به همین دلیل است که شرکتهای بزرگ و برندهای معتبر، وبسایت را مرکز اصلی فعالیت دیجیتال خود قرار میدهند و از شبکههای اجتماعی برای هدایت کاربران به آن استفاده میکنند؛ نه برعکس.
اعتماد مشتری از کجا شکل میگیرد؟
فرض کنید دو شرکت خدمات مشابهی ارائه میدهند. شرکت اول تنها یک صفحه اینستاگرام دارد که چند نمونهکار و تعدادی پست در آن منتشر شده است. شرکت دوم علاوه بر حضور فعال در اینستاگرام، یک وبسایت حرفهای نیز دارد که در آن اطلاعات کامل شرکت، خدمات، نمونهکارها، مقالات تخصصی، اطلاعات تماس، پرسشهای متداول و فرم درخواست مشاوره قرار گرفته است.
اگر شما جای یک مدیر خرید یا مدیرعامل باشید، به کدام مجموعه اعتماد بیشتری خواهید کرد؟ پاسخ این سؤال برای بیشتر افراد یکسان است. وجود وبسایت حرفهای، حس ثبات، اعتبار و برنامهریزی بلندمدت را منتقل میکند و همین موضوع میتواند در تصمیم نهایی مشتری نقش مهمی داشته باشد.
البته این به معنای بیارزش بودن اینستاگرام نیست. اتفاقاً اینستاگرام یکی از بهترین ابزارها برای ایجاد ارتباط اولیه با مخاطبان، نمایش پشت صحنه فعالیت شرکت، معرفی پروژههای جدید و افزایش تعامل با کاربران است. اما این ارتباط زمانی ارزش بیشتری پیدا میکند که در نهایت کاربر به وبسایت شرکتی هدایت شود و اطلاعات کامل را در آنجا مشاهده کند.
یک اشتباه رایج
بسیاری از کسبوکارها سالها برای تولید محتوا در اینستاگرام زمان و هزینه صرف میکنند، اما هیچ راهی برای هدایت مخاطبان به یک دارایی اختصاصی ندارند. در نتیجه، تمام تلاش آنها وابسته به یک پلتفرم است؛ پلتفرمی که قوانین و الگوریتم آن در اختیار خودشان نیست.
مقایسه وبسایت شرکتی و اینستاگرام از نگاه یک مدیر کسبوکار
اگر هدف شما فقط انتشار چند تصویر از محصولات یا ارتباط روزانه با مخاطبان باشد، اینستاگرام ابزار مناسبی است. اما اگر به دنبال جذب مشتریان جدید از طریق گوگل، معرفی حرفهای خدمات، ایجاد اعتبار برای برند و توسعه بلندمدت کسبوکار هستید، بدون شک طراحی سایت شرکتی نقش مهمتری خواهد داشت.
| معیار | وبسایت شرکتی | اینستاگرام |
|---|---|---|
| مالکیت محتوا | کاملاً متعلق به شما | وابسته به پلتفرم |
| جذب مشتری از گوگل | بله | تقریباً خیر |
| نمایش اطلاعات کامل | بدون محدودیت | محدود |
| اعتمادسازی | بسیار بالا | متوسط |
| امکان توسعه | نامحدود | محدود به امکانات اینستاگرام |
| سئو | دارد | ندارد |
| کنترل روی اطلاعات | کامل | محدود |
| برندینگ بلندمدت | عالی | خوب |
اگر گوگل وجود نداشت، شاید اینستاگرام کافی بود…
هر روز هزاران نفر در گوگل عباراتی مانند طراحی سایت شرکتی، شرکت تولیدکننده قطعات صنعتی، کارخانه تولید مبلمان یا صدها عبارت مشابه را جستجو میکنند. این افراد دقیقاً همان مشتریانی هستند که به دنبال یک محصول یا خدمت مشخص هستند و احتمال خرید آنها بسیار بیشتر از کاربری است که صرفاً در اینستاگرام مشغول مرور محتواست.
وقتی وبسایت شما بر اساس اصول سئو طراحی شده باشد، این فرصت را دارید که در نتایج جستجوی گوگل دیده شوید و مشتریان جدید بدون نیاز به تبلیغات مداوم وارد سایت شما شوند. این یکی از مهمترین تفاوتهای وبسایت با شبکههای اجتماعی است.
اگر هنوز برای کسبوکار خود وبسایت ندارید، پیشنهاد میکنیم صفحه طراحی سایت شرکتی را مطالعه کنید تا با امکانات و مزایای یک وبسایت حرفهای بیشتر آشنا شوید.
آیا اینستاگرام برای شرکتهای صنعتی و کارخانهها کافی است؟
پاسخ کوتاه این سؤال خیر است. بسیاری از مشتریان شرکتهای صنعتی، تولیدی و کارخانهها از طریق جستجو در گوگل به دنبال تأمینکننده مناسب هستند. آنها معمولاً قبل از تماس، اطلاعات شرکت، محصولات، استانداردها، نمونهکارها و سوابق مجموعه را بررسی میکنند.
فرض کنید یک مدیر خرید قصد دارد تأمینکننده جدیدی برای قطعات صنعتی پیدا کند. آیا انتظار دارد فقط یک صفحه اینستاگرام ببیند یا ترجیح میدهد وارد سایتی شود که اطلاعات فنی، مشخصات محصولات، کاتالوگ، فرم استعلام قیمت و اطلاعات تماس در آن بهصورت منظم ارائه شده باشد؟
به همین دلیل است که بسیاری از کارخانههای موفق، وبسایت را مرکز فعالیت دیجیتال خود قرار دادهاند و از اینستاگرام برای معرفی اخبار، پروژهها و هدایت کاربران به سایت استفاده میکنند.
اگر در حوزه تولید فعالیت میکنید، مطالعه صفحه طراحی سایت کارخانه و طراحی سایت شرکت تولیدی میتواند دید بهتری نسبت به امکانات موردنیاز یک وبسایت تخصصی در اختیار شما قرار دهد.
بزرگترین ریسک وابستگی کامل به اینستاگرام
فرض کنید طی سه سال گذشته با تولید محتوا، تبلیغات و صرف هزینه، صفحه اینستاگرام خود را به دهها هزار دنبالکننده رساندهاید. حالا تصور کنید به هر دلیلی دسترسی به صفحه محدود شود، الگوریتم تغییر کند یا حساب کاربری شما با مشکل مواجه شود. در چنین شرایطی بخش بزرگی از ارتباط شما با مخاطبان از بین خواهد رفت.
اما در وبسایت شرایط متفاوت است. دامنه، هاست و محتوای سایت متعلق به خود شماست و کنترل کاملی روی آن دارید. این موضوع باعث میشود سرمایهگذاری شما روی تولید محتوا و سئو، به یک دارایی بلندمدت تبدیل شود؛ نه چیزی که کاملاً به سیاستهای یک شبکه اجتماعی وابسته باشد.
وبسایت و اینستاگرام؛ رقیب نیستند، مکمل هم هستند.
هوشمندانهترین استراتژی این است که از اینستاگرام برای افزایش تعامل، معرفی فعالیتهای روزانه و جذب مخاطب استفاده کنید و سپس کاربران را به وبسایت هدایت کنید؛ جایی که بتوانند اطلاعات کامل خدمات، محصولات و راههای ارتباطی را مشاهده کنند و در نهایت به مشتری تبدیل شوند.
چرا بعضی شرکتها با ۵۰۰ دنبالکننده قراردادهای میلیاردی میبندند؟
شاید در نگاه اول تعداد دنبالکنندگان اینستاگرام یکی از معیارهای موفقیت یک کسبوکار به نظر برسد. بسیاری از مدیران نیز تصور میکنند هرچه تعداد فالوورها بیشتر باشد، فروش و اعتبار شرکت هم بیشتر خواهد بود. اما واقعیت بازار، مخصوصاً در کسبوکارهای B2B، چیز دیگری را نشان میدهد.
فرض کنید دو شرکت در زمینه تولید تجهیزات صنعتی فعالیت میکنند. شرکت اول ۱۸۰ هزار دنبالکننده در اینستاگرام دارد و تقریباً هر روز محتوای جدید منتشر میکند. شرکت دوم فقط ۷۰۰ دنبالکننده دارد، اما یک وبسایت حرفهای با معرفی کامل محصولات، مشخصات فنی، پروژههای اجرا شده، مقالات تخصصی، اطلاعات تماس، فرم استعلام قیمت و نمونهکارهای واقعی در اختیار مشتریان قرار داده است.
حالا خودتان را جای مدیر خرید یک کارخانه بگذارید. قرار است برای خرید تجهیزات یا عقد قراردادی چند صد میلیون تومانی تصمیم بگیرید. آیا تعداد فالوور اینستاگرام اولین معیار شما خواهد بود؟ یا ترجیح میدهید اطلاعات کامل شرکت، سوابق، گواهینامهها، مشخصات فنی محصولات و راههای ارتباطی را در یک وبسایت رسمی بررسی کنید؟
بیشتر مدیران خرید، مهندسان و صاحبان کسبوکار قبل از هر تماس، نام شرکت را در گوگل جستجو میکنند. اگر نتیجه جستجو فقط یک صفحه اینستاگرام باشد، احتمال دارد این سؤال در ذهن آنها شکل بگیرد که چرا چنین شرکتی وبسایت رسمی ندارد. اما وقتی با یک سایت حرفهای مواجه میشوند که اطلاعات بهصورت دقیق و منظم ارائه شده است، سطح اعتماد آنها به شکل محسوسی افزایش پیدا میکند.
رفتار مشتریان B2B با مشتریان عادی تفاوت دارد
یکی از اشتباهات رایج این است که رفتار تمام مشتریان را یکسان فرض کنیم. کسی که قصد خرید یک تیشرت، کفش یا لوازم تزئینی را دارد، ممکن است تصمیم خود را تنها بر اساس چند عکس یا ویدئو در اینستاگرام بگیرد. اما مدیرعامل یک شرکت، مدیر تدارکات یا مسئول خرید یک کارخانه معمولاً قبل از هر تصمیمی، تحقیقات بیشتری انجام میدهد.
او به دنبال پاسخ سؤالهایی مانند این است:
- این شرکت چند سال سابقه فعالیت دارد؟
- چه پروژههایی انجام داده است؟
- آیا امکان دانلود کاتالوگ محصولات وجود دارد؟
- ظرفیت تولید مجموعه چقدر است؟
- آیا استانداردها و گواهینامههای لازم را دارد؟
- آیا اطلاعات تماس، آدرس و مشخصات شرکت شفاف است؟
پاسخ به این سؤالها در یک پیج اینستاگرام تقریباً غیرممکن یا بسیار دشوار است، اما در یک وبسایت شرکتی میتوان همه این اطلاعات را به شکلی ساختارمند در اختیار مخاطب قرار داد.
وقتی مشتری شما را در گوگل جستجو میکند، چه چیزی میبیند؟
یکی از مهمترین مزایای داشتن وبسایت این است که شما میتوانید نتیجه اولین برخورد مشتری با برندتان را مدیریت کنید. اگر کاربر نام شرکت شما را جستجو کند و وارد سایتی شود که طراحی حرفهای، سرعت مناسب، اطلاعات کامل و محتوای تخصصی دارد، احتمال برقراری تماس و ارسال درخواست همکاری بهمراتب بیشتر خواهد بود.
به همین دلیل است که بسیاری از شرکتهای موفق، اینستاگرام را بهعنوان یک کانال ارتباطی میبینند، اما مرکز اصلی حضور آنلاین خود را روی وبسایت بنا میکنند. آنها مخاطب را از شبکههای اجتماعی به سایت هدایت میکنند؛ جایی که میتواند با آرامش اطلاعات موردنیاز خود را بررسی کرده و تصمیم آگاهانهتری بگیرد.
اگر اینستاگرام یک خیابان شلوغ برای دیده شدن باشد، وبسایت دفتر رسمی کسبوکار شماست؛ جایی که مشتری برای شناخت واقعی برند، خدمات و محصولاتتان وارد آن میشود.
بهترین استراتژی؛ وبسایت یا اینستاگرام؟ پاسخ درست «هر دو» است.
اگر تا اینجای مقاله را مطالعه کرده باشید، احتمالاً متوجه شدهاید که انتخاب بین وبسایت و اینستاگرام شبیه انتخاب بین دفتر کار و تلفن همراه است. هر دو کاربرد دارند، اما هیچکدام جای دیگری را پر نمیکند. کسبوکارهای موفق معمولاً یکی را حذف نمیکنند، بلکه هر کدام را در جای درست خود به کار میگیرند.
وبسایت مرکز اصلی فعالیت دیجیتال شماست؛ جایی که اطلاعات کامل خدمات، محصولات، نمونهکارها، مقالات، فرمهای ارتباطی و اطلاعات شرکت قرار میگیرد. در مقابل، اینستاگرام ابزاری برای افزایش تعامل، معرفی فعالیتهای روزانه، انتشار ویدئوهای کوتاه و هدایت مخاطبان به وبسایت است.
در واقع اینستاگرام باید نقش یک «دروازه ورود» را داشته باشد، نه مقصد نهایی مشتری. هرچه تعداد بیشتری از کاربران را از شبکههای اجتماعی به سایت هدایت کنید، احتمال تبدیل آنها به مشتری واقعی نیز بیشتر خواهد شد.
یک سناریوی واقعی
فرض کنید دو شرکت خدمات یکسانی ارائه میکنند و هر دو ماهانه برای تبلیغات هزینه میکنند.
شرکت اول فقط یک صفحه اینستاگرام دارد. کاربران تبلیغ را میبینند، وارد پیج میشوند، چند پست را بررسی میکنند و سپس صفحه را ترک میکنند.
شرکت دوم علاوه بر اینستاگرام، یک وبسایت شرکتی حرفهای نیز دارد. کاربران پس از مشاهده تبلیغ، وارد سایت میشوند، خدمات را بررسی میکنند، نمونهکارها را میبینند، مقالات تخصصی را مطالعه میکنند و در نهایت فرم درخواست مشاوره را تکمیل میکنند.
تفاوت این دو کسبوکار فقط در داشتن یک وبسایت نیست؛ تفاوت در این است که شرکت دوم برای تبدیل بازدیدکننده به مشتری، یک مسیر مشخص طراحی کرده است.
اگر بودجه محدودی دارید، از کجا شروع کنید؟
اگر بودجه شما محدود است، پیشنهاد ما این است که ابتدا یک وبسایت اصولی و سئو شده راهاندازی کنید و سپس اینستاگرام را برای هدایت کاربران به سایت توسعه دهید. این روش باعث میشود هزینهای که برای تولید محتوا و تبلیغات صرف میکنید، روی یک دارایی اختصاصی سرمایهگذاری شود؛ داراییای که مالک آن خود شما هستید.
برای آشنایی با امکانات یک سایت حرفهای میتوانید صفحه طراحی سایت شرکتی را مطالعه کنید. اگر در حوزه تولید و صنعت فعالیت دارید، صفحات طراحی سایت کارخانه و طراحی سایت صنعتی نیز میتوانند راهنمای خوبی برای انتخاب امکانات موردنیاز باشند.
جمعبندی
اینستاگرام ابزار قدرتمندی برای معرفی برند و ایجاد تعامل با مخاطبان است، اما نمیتواند جایگزین یک وبسایت شرکتی شود. وبسایت بستری است که اعتبار، اعتماد، اطلاعات تخصصی و امکان دیده شدن در گوگل را برای کسبوکار شما فراهم میکند.
اگر هدف شما رشد پایدار، جذب مشتریان جدید، افزایش اعتبار برند و توسعه بازار است، بهترین تصمیم این است که وبسایت را بهعنوان هسته اصلی حضور آنلاین خود انتخاب کنید و از اینستاگرام بهعنوان مکمل آن استفاده کنید. این ترکیب، سالهاست که توسط بسیاری از شرکتهای موفق در سراسر دنیا اجرا میشود و همچنان یکی از مؤثرترین روشهای بازاریابی دیجیتال به شمار میرود.
سوالات متداول
آیا داشتن اینستاگرام بدون وبسایت کافی است؟
برای برخی کسبوکارهای کوچک شاید در کوتاهمدت کافی باشد، اما برای شرکتها، کارخانهها و مجموعههای خدماتی، وبسایت نقش مهمی در ایجاد اعتماد و جذب مشتری از گوگل دارد.
وبسایت بهتر است یا اینستاگرام؟
این دو رقیب یکدیگر نیستند. وبسایت زیرساخت اصلی کسبوکار است و اینستاگرام کانالی برای جذب و تعامل با مخاطبان.
آیا داشتن وبسایت باعث افزایش فروش میشود؟
اگر سایت بر اساس اصول سئو، تجربه کاربری و نیاز مخاطبان طراحی شده باشد، میتواند به جذب مشتریان جدید و افزایش نرخ تبدیل کمک کند.
آیا میتوان کاربران اینستاگرام را به سایت هدایت کرد؟
بله. قرار دادن لینک سایت در بیو، استوریها، تبلیغات و تولید محتوای هدفمند، از بهترین روشهای هدایت کاربران به وبسایت است.
برای شرکتهای صنعتی و تولیدی کدام گزینه اهمیت بیشتری دارد؟
در این نوع کسبوکارها، داشتن یک وبسایت حرفهای اهمیت بیشتری دارد، زیرا مشتریان معمولاً پیش از همکاری، اطلاعات شرکت را در گوگل بررسی میکنند.
آیا بعد از طراحی سایت، اینستاگرام را کنار بگذاریم؟
خیر. بهترین نتیجه زمانی حاصل میشود که وبسایت و اینستاگرام در کنار یکدیگر و با یک استراتژی مشخص استفاده شوند.